زهرا اسدالهی

زهرا اسدالهی

عنوان پایان‌نامه

مطالعات تطبیقی سیاست خارجی ایران و امریکا در قبال پسا داعش



    دانشجو زهرا اسدالهی در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۰۰ ، به راهنمایی مرتضی نورمحمدی ، پایان نامه با عنوان "مطالعات تطبیقی سیاست خارجی ایران و امریکا در قبال پسا داعش" را دفاع نموده است.


    استاد راهنما
    مرتضی نورمحمدی
    استاد مشاور
    مجتبی جامعی
    استاد داور
    مجید عباسی
    محل دفاع
    حقوق و علوم سیاسی
    شماره ساختمان محل ارائه
    ۳۸
    نام کلاس محل ارائه
    کلاس ۲۰۶[۲۳۲۰۶]
    شماره کلاس محل ارائه
    ۳۰۶
    تاریخ دفاع
    ۳۱ شهریور ۱۴۰۴
    ساعت دفاع
    ۰۹:۰۰

    چکیده

     پس از شکست داعش، کشور عراق با تحولات بنیادینی در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود مواجه شده است که نه‌تنها بر وضعیت داخلی این کشور اثر داشته، بلکه رویکردهای قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از جمله ایران و آمریکا را نیز نسبت به این کشور تحت‌الشعاع قرار داده است. پژوهش حاضر به مطالعه تطبیقی سیاست خارجی ایران و آمریکا در قبال عراق پساداعش (????-????) و با تکیه بر عوامل اجتماعی رسانه ای، سیاسی و اقتصادی پرداخته است و هدف آن شناسایی تفاوت‌ها و شباهت‌های رویکردهای این دو کشور در برخورد با عراق در چارچوب مختصات جدید سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این کشور است. عراق پس از شکست داعش با چالش‌ها و تحولات جدیدی در ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی روبه‌رو شده است که تأثیرات آن بر سیاست‌های خارجی ایران و آمریکا قابل توجه است. این مطالعه با استفاده از روش‌شناسی تطبیقی به تحلیل راهبردهای کلیدی هر دو کشور می‌پردازد و تلاش دارد تفاوت‌های اساسی در نحوه برخورد ایران و آمریکا با عراق بررسی کند. در این راستا، سیاست خارجی ایران بیشتر بر تقویت نفوذ از طریق گروه‌های مقاومت و تأثیرگذاری بر فرآیندهای سیاسی داخلی عراق متمرکز است، در حالی که سیاست خارجی آمریکا به دنبال ایجاد یک عراق دور از ایران، سکولار و توسعه یافته از روش های تقابل ادراکی-شناختی است که در رسانه، خدمات اجتماعی عمومی و تعاملات سیاسی اقتصادی در راستای کلان‌روایت هایی که از خود و رقیب‌ش(ایران) ارائه می‌دهد، نمود دارد. به طور کلی، این پژوهش نشان می‌دهد که سیاست‌های ایران و آمریکا در عراق پساداعش به‌طور قابل توجهی بر اساس اولویت‌های استراتژیک و منافع ملی هر کشور شکل گرفته است، به طوری که ایران به دنبال تقویت نفوذ و عمق استراتژیک خود در عراق است، در حالی که آمریکا هدف خود را در تقویت ثبات و کاهش نفوذ ایران در عراق دنبال می‌کند.

    پس از شکست داعش، کشور عراق با تحولات بنیادینی در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود مواجه شده است که نه‌تنها بر وضعیت داخلی این کشور اثر داشته، بلکه رویکردهای قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از جمله ایران و آمریکا را نیز نسبت به این کشور تحت‌الشعاع قرار داده است. پژوهش حاضر به مطالعه تطبیقی سیاست خارجی ایران و آمریکا در قبال عراق پساداعش (????-????) و با تکیه بر عوامل اجتماعی رسانه ای، سیاسی و اقتصادی پرداخته است و هدف آن شناسایی تفاوت‌ها و شباهت‌های رویکردهای این دو کشور در برخورد با عراق در چارچوب مختصات جدید سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این کشور است. عراق پس از شکست داعش با چالش‌ها و تحولات جدیدی در ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی روبه‌رو شده است که تأثیرات آن بر سیاست‌های خارجی ایران و آمریکا قابل توجه است. این مطالعه با استفاده از روش‌شناسی تطبیقی به تحلیل راهبردهای کلیدی هر دو کشور می‌پردازد و تلاش دارد تفاوت‌های اساسی در نحوه برخورد ایران و آمریکا با عراق بررسی کند. در این راستا، سیاست خارجی ایران بیشتر بر تقویت نفوذ از طریق گروه‌های مقاومت و تأثیرگذاری بر فرآیندهای سیاسی داخلی عراق متمرکز است، در حالی که سیاست خارجی آمریکا به دنبال ایجاد یک عراق دور از ایران، سکولار و توسعه یافته از روش های تقابل ادراکی-شناختی است که در رسانه، خدمات اجتماعی عمومی و تعاملات سیاسی اقتصادی در راستای کلان‌روایت هایی که از خود و رقیب‌ش(ایران) ارائه می‌دهد، نمود دارد. به طور کلی، این پژوهش نشان می‌دهد که سیاست‌های ایران و آمریکا در عراق پساداعش به‌طور قابل توجهی بر اساس اولویت‌های استراتژیک و منافع ملی هر کشور شکل گرفته است، به طوری که ایران به دنبال تقویت نفوذ و عمق استراتژیک خود در عراق است، در حالی که آمریکا هدف خود را در تقویت ثبات و کاهش نفوذ ایران در عراق دنبال می‌کند.

    Abstract

    After the defeat of ISIS, Iraq experienced major political, social, and economic transformations that not only reshaped its domestic landscape but also influenced the approaches of regional and international powers, particularly Iran and the United States. This study offers a comparative analysis of Iranian and U.S. foreign policies toward post-ISIS Iraq (۲۰۱۸–۲۰۲۳), focusing on political, social-media, and economic factors.

    Iran’s strategy has largely centered on expanding influence through resistance groups and shaping Iraq’s internal political processes. In contrast, the United States has sought to build a stable, secular, and Iran-distant Iraq through perceptual and cognitive confrontation, manifested in media, public services, and politico-economic interactions.

    Overall, the findings show that both countries’ policies are rooted in their strategic priorities and national interests: Iran aims to strengthen its strategic depth in Iraq, while the United States prioritizes stability and the reduction of Iranian influence.